تبليغاتX
کات
کات

خبرنامه ی سینمای ایران و جهان
 
 
 

پیوند های روزانه

مجید مجیدی

بهرام رادان

بانی فیلم

هوشنگ گلمکانی

باران کوثری

محمد رضا شریفی نیا

مخملباف

محمد رضا گلزار

پرشیا فیلم

فیلم نیوز

فیلم و سینما

انجمن سینمای جوان ایران

 

امكانات جانبي

RSS 2.0


www.irLearn.com

online
Online Dating
=

Use Advanced Search

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

شماره 56

سعيد اسدي فيلمسازي كه روزگاري در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر، با فيلم كوتاه "ايبرو خشك مي‌شود" خوش درخشيده و توجهات بسياري را جلب كرده و در ادامه با ساخت فيلم هايي نظير "عشق گمشده" و "آواز قو" اميدها و توقعات زيادي را برانگيخته بود،در ادامه با كارگرداني "سيب سرخ حوا" و "مهمان" اميدها را كمرنگ و كمرنگ تر كرد تا به اكنون كه با "تلافي" بطور كامل اسباب نااميدي همگان را فراهم ساخته است. يك سير قهقرايي وحشتناك از كارگرداني كه وقتي از كشور سوئد به سرزمين مادري بازگشت، اهداف و آرزوهاي دور و درازي را در سر مي پروراند كه به نظر مي آيد هيچگاه نتوانست حتي به بخشي از آن ها دست پيدا كند.
"تلافي" در رديف آن دست از فيلم هايي جاي مي گيرد كه نه كمدي هستند، نه جدي.نه شوقي بر مي انگيزند و نه اشكي مي گيرند. نه دغدغه پاسداشت هنر دارند و نه در گيشه به توفيقي دست مي يابند. آن گروه از فيلم ها كه نمونه اش در سينماي اين سال هاي كشورمان بسيار است و گويي تنها براي خالي نبودن عريضه ساخته و به معرض نمايش عموم گذاشته مي شوند.
فيلم داستان چند روز از زندگي زوجي است كه اگرچه در ابتدا براي جدايي از يكديگر لحظه شماري مي كنند اما در ادامه در لحظاتي آنچنان شيفته و دلباخته هم مي شوند كه تعجب تماشاگر را بر مي انگيزد. تماشاگري كه از نخستين لحظات فيلم،قادر است راحت و بي دردسر پايان بندي فيلم را پيش بيني كند تا خيلي زود شور و اشتياقش براي تماشاي ادامه فيلم به خاموشي گرايد.
بزرگترين مشكل تلافي در اين است كه از هرگونه خلاقيت و نوآوري بي بهره است.بطوريكه از تمامي فرمول هاي امتحان پس داده سينماي بدنه (و ايضاً فيلمفارسي) استفاده مي كند تا شايد بتواند به نوعي مخاطب خويش را يافته و با خود همراه سازد غافل از آنكه ديگر تماشاگر عام سينماي ايران نيز از مشاهده اين قبيل آثار بي محتوا، خسته و عاصي گشته است.
تمركز افراطي فيلم بر چهره و فيزيك دو بازيگر نقش اول مرد و زن فيلم (حميد گودرزي و نيوشا ضيغمي) آنقدر چشمگير است كه خيلي زود حوصله ي تماشاگر را سر مي برد و فيلم را از نفس مي اندازد به گونه اي كه لحظه اي مي رسد كه بيننده به خودش مي آِيد و مي بيند به جاي اينكه با شخصيت هايي باورپذير رو در رو باشد با دو چهره ي آراسته و البته نه چندان جذاب مواجه است كه مدام به هم مي نگرند و براي هم تعارف تكه پاره مي كنند و مدام زيبايي و جذابيت يكديگر را يادآور مي شوند. در اين ميان هيچ عجيب نيست كه چاشني موسيقي نيز به فيلم افزوده گشته تا بازيگران فيلم پس از صرف شام در رستوراني كه اسپانسر فيلم نيز هست،در زير باراني كه انگار وجودش در فيلم هاي اينچيني امري حياتي است، قدم بزنند و با نواي موسيقي و صداي سوزناك خواننده، خوشبختي متظاهرانه شان را به رخ بكشند.
تمامي دقايق فيلم بر مدار همين كليشه هاي نخ نما شده مي گذرد. اين چنين است كه پاي شخصيت هاي نادان و خبيثي نظير جلال (سييروس گرجستاني) و تراب (كيانوش گرامي) به فيلم باز مي شود تا تلافي از اين حيث نيز از اسلافش عقب نماند.همچنين فراموش نكنيد كه قرار است فيلم در حد امكان بامزه نيز به نظر آيد. به همين خاطر است كه اسي (علي كاظمي) از آن اداها و تيك هاي مشمئزكننده بهره مي برد و احمد پورمخبر ناچار است براي چندمين بار در تاكسي اش به زير آواز بزند و مزه پراني كند.و جالب اينجاست كه اين مزه پراني ها كه دامنه اش شخصيت هاي اصلي فيلم را نيز در بر ميگيرد آنقدر بي نمك و نچسب هستند كه هيچ كاركردي جز استهزاي تماشاگر نمي توانند داشته باشند.
در عين حال فيلمنامه از عنصر " معجزه" نيز برخوردار گشته تا در يك سوم پاياني فيلم، يك حادثه پردازي بي مورد و نه چندان منطقي سر و شكل گيرد. جايي كه تراب (كيانوش گرامي) بدون هيچ دليل و برهاني قصد كشتن رعنا (ضيغمي) را مي كند تا جايي كه حتي حضور همسر رعنا،حميد (گودرزي) نيز نمي تواند مانع از كار او شود. فيلمنامه نويس به منظور آنكه با نقش بستن چاقو بر سينه قهرمان داستان،پايان بندي كليشه اي فيلمش را تكميل گرداند شخصيت بدون شناسنامه و بي هويت تراب را بيهوده به خدمت مي گيرد بدون آنكه پيش از آن به لحاظ منطقي حضور وي را توجيه و باورپذير ساخته باشد.
واقعيت اين است كه اين قبيل فيلم ها آنچنان دور از ذهن هستند و آنقدر با فضاي زندگي افراد جامعه بيگانه و غريبه هستند كه تماشاگر اگر تمامي سعي و تلاشش را نيز بكند هيچگاه نخواهد توانست با شخصيت ها و اتفاقات فيلم همذات پنداري كند. انگار تماشاگران و سازندگان فيلم در دو دنياي متفاوت به سر مي برند و كوچكترين دغدغه و وجه مشتركي با يكديگر ندارند.
بسيار مايه تاسف است كه اين قبيل فيلم ها به راحتي مجال اكران مي يابند و تصاويرشان بر سر در سينماها نقش مي بندد و فيلم هايي جدي تر يا هيچ گاه فرصت عرضه اندام پيدا نمي كنند يا اگر به نمايش درآيند نيز آن قدر محدود و بي سر و صدا روانه اكران مي گردند كه كمتر كسي از وجودشان باخبر مي شود. به عنوان نمونه نگاه كنيد به وضعيت اكران "به همين سادگي" فيلم ستايش شده ي رضا ميركريمي و يا "پا برهنه در بهشت" ساخته قابل تامل بهرام توكلي كه مي توانستند با برنامه ريزي و مديريت بهتر بيش از اين ها ديده شوند.
به نظر مي رسد مي بايست با نگاهي دقيق و كارشناسانه به بررسي اين مقوله پرداخت كه چرا فيلمسازاني كه اساساً از ذهنيتي متعالي و افكاري فرهيخته برخوردارند،به ناچار پس از مدتي در مسير سينماي موسوم به بدنه مي غلطند و در عين شگفتي در اين عرصه نيز نمي تواند عملكردي مناسب و آبرومند داشته باشند. شايد مشكل در ذات سينماي بدنه نهفته باشد كه اساساً چندان با تحول و تنوع سازگاري ندارد و رعايت يك سري چهارچوب هاي مشخص و كليشه اي از الزامات غيرقابل اجتناب و انكار ناپذير آن محسوب مي گردد.

نيكي كريمي و امين حيايي در نمايي از فيلم

نيكي كريمي و امين حيايي در نمايي از فيلم "زن ها فرشته اند" ساخته شهرام شاه حسيني

زن ها فرشته اند. اسم جالب توجه و کنجکاوی برانگیزی ست. صف های طویل هم دارد و دو مرد "پویا فیلم"، رگ خواب تماشاگر ایران را خوب می شناسند. سیستم هالیوودی ست و تهیه کننده نفر اول است. اصول و مبانی خود را دارند و فیلم های تمیز و پرمخاطب می سازند. تکلیف شان با خودشان و همه روشن است و کسی هم انتظار فیلم هنری ندارد. نهایتا می توان بحث کرد که فیلمفارسی هست یا نیست. مثل همین فیلم اخیر. یک فیلم " نسبتا خوش ساخت" ستاره سالار که قصه کشش دار – و نه کش داری را روایت می کند. در برخی جاها به جزئیات هم اهمیت می دهد و می خنداند و دل خانم ها را خنک می کند. اگر اجازه دهند، بعید نیست "یک میلیاردی" دیگری به فروش سینمای ایران اضافه شود. یک امین حیایی و مهتاب کرامتی بالای متوسط دارد که بیش ترین بار بازی کار را بر دوش دارند و نیکی کریمی و شریفی نیا هم مثل همیشه. نقش و خودشان را می شناسند و اغراق نمی کنند. کارگردان جوان هم در دومین کارش پس از کلاغ پر، حواسش به ضرباهنگ روایت و بازی و مونتاژ هست. فیلم اش نه لق می زند و نه تند می رود و سطح متوسط و گیشه پسند خود را تا آخر حفظ می کند. مثل کما که آن هم تولید پویا فیلم بود. آن ها می دانند که جوان ها شیک پسندند و طبیعی ست که تا می توانند، همه چیز را شیک جور می کنند. از خانه و رستوران و ماشین ها و لباس ها گرفته تا وسایل خانه و سبد میوه و استخر و گوشی موبایل و ساعت مچی 5/3 میلیون تومانی. هم فکری و هم دستی خانم های فرشته گون برای رودست خوردن (یا در واقع خوراندن) مرد هوس باز، برای هر دو جنس با مزه است. تماشاگران برای پلان آخر دست زدند و البته بیش تر دست ها، زنانه به نظر می رسید. آقایان هم احتمالا در این اندیشه که باید حواس شان را بیش تر جمع کنند!.... بوئینگ بوئینگ جری لوئیس را که دیده اید!

مهران مديري، گوهر خيرانديش، محمدرضا شريفي نيا و بهاره رهنما در نمايي از فيلم

مهران مديري، گوهر خيرانديش، محمدرضا شريفي نيا و بهاره رهنما در نمايي از فيلم "دايره زنگي"

«دايره زنگي» اولين ساخته بلند پريسا بخت‌آور را مي‌توان از منظرهاي مختلف بررسي كرد.
اگرچه «دايره زنگي» اولين فيلم پريسا بخت‌آور است، اما از همان مراحل پيش‌توليد بسيار مورد توجه قرار گرفت. اول به‌واسطه حضور اصغر فرهادي به‌عنوان فيلمنامه‌نويس كه پيشتر خود به‌عنوان كارگردان، فيلم‌هاي قابل‌توجهي را ارائه كرده است.

فيلم در سكوت كامل خبري ساخته شد، به اين شكل كه هيچ خبرنگاري نتوانست با عوامل فيلم گفت‌وگويي داشته باشد يا از پشت صحنه فيلم به شكل و روال هميشگي گزارشي تهيه كند و در كنارش اخباري كه به گوش مي‌رسيد حاكي از اين بود كه فيلم قابل‌توجهي در حال ساخت است.

جنجال‌ها و حاشيه‌ها وقتي بيشتر شد كه آن‌گونه كه سازندگان فيلم مي‌گفتند، براي شركت در جشنواره فيلم فجر بايد در آن اصلاحاتي صورت مي‌گرفت.

فيلم، يكي دو نمايش محدود در جشنواره داشت و درنهايت پس از كش و قوس‌هاي فراوان با جرح و تعديل‌هايي پروانه نمايش دريافت كرد و حالا مدتي است كه نمايش عمومي فيلم آغاز شده است.

مي‌توان از پوسترها و سردرهاي نمايش‌دهنده فيلم شروع كرد كه با چهره‌هاي پرشمار بازيگران آشنا و محبوب، مخاطبان را به ديدن فيلم فرامي‌خوانند، اما حالا كه فيلم را نگاه مي‌كنيم به نظر مي‌آيد اين همه حاشيه فقط براي فتح گيشه بوده است.

فيلمنامه:
در هر اثر سينمايي اگر نام خالق و كارگردان آن اصلي‌ترين و مهم‌ترين عنصر است اما در كنارش فيلمنامه‌نويس نيز در تعيين سرنوشت فيلم بسيار مهم و حياتي است.
اصغر فرهادي به‌جز آنكه همسر پريسا بخت‌آور است به‌نظر مي‌آيد كه به‌عنوان يك همكار، شخصيت تأثيرگذاري در سرنوشت فيلم «دايره زنگي» بوده است. فيلمنامه‌اي كه اصغر فرهادي به نگارش درآورده دقيقا براساس همان نگاه و دغدغه‌هايي است كه هميشه در مجموعه‌ها و كارهاي سينمايي‌اش دنبال كرده است؛ يعني رفتن به سراغ حال و هوايي واقع‌گرا و پرداختن به تم‌هاي اجتماعي و شهري خصوصا در دل كلان‌شهر تهران.
اين‌بار نيز فرهادي بر شهر تهران زوم كرده، اين‌بار نيز از خيابان شلوغ و پرترافيك اين شهر شروع كرده و همچنان كه در «چهارشنبه‌سوري» زندگي يك خانواده را مورد توجه قرار داده بود، حالا با تفاوتي كوچك‌تر زندگي چند خانواده را به موازات و در كنار هم در دل يك آپارتمان به تصوير كشيده است. زندگي آدم‌هاي فيلم در دل اين آپارتمان‌ها به‌نوعي نيز با اتفاقاتي كه مي‌افتد با اتفاقات و مناسبات و حال و هواي شهر تهران گره مي‌خورد، اما فيلم سردرگم است.
اگر در كارهاي قبلي فرهادي اين پرداختن به كانون خانواده تأثيرگذار بود، در «دايره زنگي» نوعي آشفتگي و پراكندگي ديده مي‌شود. انگار كه با زور، روابط آدم‌ها با هم شكل مي‌گيرد. اين‌كه ابتداي فيلم با صحنه تصادف و تعقيب و گريز شروع مي‌شود و بعد همين آدم‌ها به شكل ديگر دوباره رودرروي هم قرار مي‌گيرند، بهانه‌هاي آن كمي سست است. درواقع مسائلي كه فرهادي در فيلم خود به‌عنوان دغدغه‌هاي اصلي مورد توجه قرار داده تكراري و رنگ و رو باخته است.
ماجراي دختر فراري، اعتياد، بي‌بندوباري و بحث ماهواره از همه مهم‌تر ديگر مباحثي است كه هم در سينما و هم در حوزه‌هاي ديگر بارها به آنها پرداخته شده است. اگر قرار است كه در سينماي اجتماعي – كه «دايره زنگي» نيز ظاهرا در همين دسته قرار مي‌گيرد – فيلم و اثري مورد توجه قرار گيرد بايد مناظر هميشگي با ديدي نو و حرف‌هاي تازه به تصوير كشيده شود، اما «دايره زنگي» فاقد اين تأثيرگذاري است.
نگاه كنيم به مناسبات خانواده‌هايي كه در دل اين آپارتمان، دوربين به سراغ آنها مي‌رود، واقعا كداميك همدلي‌برانگيزند؟ كدام در ذهن و ياد مخاطب مي‌مانند؟ درواقع مي‌توان گفت اگرچه فرهادي تلاش كرده كه به‌لحاظ شكل و ساختار و ارتباط آدم‌ها و وقايع گام تازه‌اي را بپيمايد اما فيلم كاملا كليشه‌اي و تكراري است.

كارگرداني و ساختار:
نام پريسا بخت‌آور آشناست. اين نام را بيشتر در كارهاي تلويزيوني ايشان به‌خاطر مي‌آوريم. اگرچه در آنها نيز بخت‌آور به‌نوعي هميشه سعي كرده است كه به فضاهاي رئال نزديك شود، اما در «دايره زنگي» به‌نظر اين دغدغه او كاملا جدي‌تر شده. اميدوارم اين قضاوت باعث سوءتفاهم نشود اما «دايره زنگي» به‌نظر تكرار همان مجموعه پيشين خانم بخت‌آور يعني «من يك مستأجرم» است.
مجموعه‌اي كه در دل تلويزيون ساخته شد و فيلمي كه در مديوم سينما به تصوير كشيده شده بسيار شبيه هم شده‌اند. به‌نظر مي‌آيد پريسا بخت‌آور هنوز نتوانسته است خود را از مديوم تلويزيون جدا كند.
«دايره زنگي» اگرچه ريتم تندي دارد اما اين ريتم تند هيچ كمكي به فيلم نمي‌كند. همچنان كه دوربين كه به‌نظر روي دست كار شده و شتابي كه در نوع گفتار و حركات بازيگران و كاراكترهاي فيلم وجود دارد و... هيچ‌كدام نقش مثبتي در فيلم ندارند، چه آنكه «دايره زنگي» هنوز تحت تأثير نگاه تلويزيوني پريسا بخت‌آور است.
«دايره زنگي» چند باري عملا به اتمام مي‌رسد اما انگار كارگردان با سماجت دوست دارد سرانجام همه خانواده‌ها و آدم‌ها را نشان دهد و همين به فيلم ضربه مي‌زند.

بازيگري:
فيلم «چهارشنبه‌سوري» را يادتان هست؟ فيلم بازيگران مطرح محدودي داشت، اما توانست با مخاطبان ارتباط برقرار كند و تأثيرگذار باشد. نمي‌دانم اصغر فرهادي كه نگارش فيلمنامه را برعهده داشته، در نگارش نقش‌ها تا چه اندازه به اين جمع بازيگران نظر داشته؛ اما به‌نظر مي‌آيد كه نقش نيلوفر خوش‌خلق يا اكرم محمدي يا بسياري ديگر از بازيگران را هر بازيگر ديگري نيز مي‌توانست بازي كند.
اما وقتي به جمع بازيگران نگاه مي‌كنيم اكثرا چهره‌هاي شناخته شده سينما و تلويزيون هستند كه نقش خود را مطابق همان روال هميشگي كه داشته‌اند اين‌بار در «دايره زنگي» هم تكرار كرده‌اند.
مثلا مي‌توان به مهران مديري اشاره كرد كه در ايام نوروز سريال پرمخاطبي را هم روي آنتن داشت و وقتي در «دايره زنگي» براي اولين‌بار مقابل دوربين مي‌آيد از همان اولين لحظه حضورش خنده و استقبال تماشاگران را به دنبال دارد، يا همچنان كه باران كوثري اصلا نمي‌تواند نقش يك دختر فراري و كلاهبردار را بازي كند.

و دست آخر اين‌كه مشخص نشد «دايره زنگي» چه بار معنايي در فيلم دارد؟

 

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

شماره 54

«کلاس» نخل طلایی را برد

لورن کانته پس از دریافت نخل طلافیلم فرانسوی کلاس ساخته لورن کانته جایزه معتبر نخل طلایی شصت و یکمین جشنواره کن را از آن خود کرد.
کانته دقایقی پیش این جایزه را در مراسم اختتامیه جشنواره از دست رابرت دنیرو دریافت کرد.
شان پن، رئیس هیات داوری جشنواره هنگام اعلام نام برنده، کلاس را فیلمی «بسیار بسیار شگفت‌انگیز» خواند و گفت تصمیم برای اهدای نخل طلایی به اتفاق آرا گرفته شد.
این فیلم درباره فرانسوا، یک معلم دبیرستان است که در رفتار با دانش‌آموزانش صداقت عجیبی دارد. با این حال شاگردانش شیوه رفتار و تدریس او را به چالش می‌گیرند.
کلاس بر اساس رمانی نوشته فرانسوا بگادو درباره تجربیاتش به عنوان یک معلم ساخته شده و از سال ۱۹۸۷ نخستین فیلم فرانسوی است که جایزه نخل طلایی را به دست می‌آورد.
جایزه بزرگ جشنواره نیز که دومین جایزه مهم جشنواره کن محسوب می‌شود، به فیلم ایتالیایی گومورا ساخته ماتئو گارونه رسید.


«نوری بیلگه جیلان» بهترین کارگردان کن 2008 لقب گرفت

نوری بیلگه جیلان پس از دریافت جایزهنوری بیلگه جیلان، فیلمساز مشهور ترک جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن 2008 را از آن خود کرد.
او دقایقی پیش جایزه خود را برای ساخت فیلم سه میمون از فی داناوی، بازیگر آمریکایی دریافت کرد.
در همین حال جایزه بهترین فیلمنامه به برادران داردن برای فیلم سکوت لورنا رسید. آنها جایزه خود را از فاتح آکین دریافت کردند.
هیات داوری مسابقه رسمی کن به ریاست شان پن، جایزه بهترین بازیگر مرد را به بنیسیو دل‌تورو، بازیگر پورتوریکویی مقیم آمریکا برای بازی در نقش ارنستو چه‌گوئه‌وارا در فیلم چه به کارگردانی استیون سودربرگ اهدا کرد.
جایزه بهترین بازیگر زن نیز به ساندرا کورولونی برای بازی در فیلم خط عبور رسید.
جایزه هیات داوری به فیلم ستاره ساخته پائولو سورنتیونو اهدا شد و فیلم گرسنگی ساخته استیو مک‌کویین، فیلمساز انگلیسی جایزه دوربین طلایی را دریافت کرد.
مراسم اختتامیه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن لحظات پایانی خود را طی می‌کند و برنده نخل طلایی تا لحظاتی دیگر مشخص خواهد شد.

نخل طلای فیلم کوتاه به رومانی رسید

ماریان کریسان در کنار هوشیائو شین پس از دریافت جایزهجایزه نخل طلایی بهترین فیلم کوتاه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن به یک فیلم رومانیایی رسید.
در مراسم اختتامیه جشنواره که همچنان در جریان است، فیلم مگاترون ساخته ماریان کریسان از رومانی توانست نخل طلایی بهترین فیلم کوتاه را از آن خود کند.
این فیلم درباره پسربچه‌ای هشت ساله اس که همراه مادرش در دهکده‌ای نزدیک بخارست زندگی می‌کند و مادرش برای جشن تولدش او را به بخارست و رستوران مک‌دانلد می‌برد.
هیات داوری فیلم‌های کوتاه به ریاست هو شیائو شین، فیلمساز تایوانی تقدیر ویژه خود را نیز نصیب فیلم پیت به کارگردانی جولیوس اوری از استرالیا کرد.

«نشانی» به بخش مسابقه جشنواره زلین چک راه یافت

فیلم سینمایی نشانی ساخته فریدون حسن‌پور به بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان زلین چک راه یافت.
 این فیلم روایت زندگی کودکی ۱۴ساله به نام علی است که در پرورشگاهی در تهران زندگی می‌كند. او بر اثر حادثه‌ای متوجه می‌شود پدرش زنده است.
فریدون حسن‌پور به دعوت مسئولان برگزار کننده در جشنواره حضور می‌یابد و در جلسه نمایش و نشست پرسش و پاسخ فیلم شرکت می‌کند.
رضا عطاران، فاطمه صادقی، سعيد هنرور، دانيال رضوانی، ابوذر جلالی، سعيد ميرزايی، مرضیه بردبار، ریحانه رنجبر، نگار نادری و بهمن صادق‌حسینی بازیگران این فیلم هستند.
سایر عوامل این فیلم عبارتند از: فیلمبردار: نادر معصومی. صدابردار: جهانگیر میرشکاری. تدوین: مهدی حسینی‌وند. طراح صحنه و لباس: علی مربی. طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی.

جشنواره بین‌المللی زلین یکی از معتبرترین جشنواره‌های کودک و نوجوان است و امسال چهل و هشتمین دوره برپایی خود را تجربه می‌کند


 

دوشنبه ششم خرداد 1387 |

 

شماره 50

               سلام و دورود بر تمام هنرمندان خوش ذوق ایران زمین

پیشاپیش سال ۱۳۸۷ را به شما عزیزان تبریک عرض نموده و امیدوارم سالی پر برکت زیر سایه خداوند متعال را آرزومندم .

 

سال نو مبارک

 

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 |

 

اندر حکایت سینما

سلام دوستان

یکی از دوستان خوب وبلاگ نویس سینمایی گفته بود از مکان های فرهنگی و سینمایی شهر شیراز بگویم .

اگر این دوست خوب ما سری به نوشته های پیشین ( کات ) بیندازد تاریخچه سینماهای شیراز را مفصل گفتم ولی اطاعت امر می شود .

برای ما ایرانیان فرهنگ واژه ای مقدس است که در طول تاریخ باعث حفظ تمامیت ارضی این سرزمین و استواری همیشگی این مردم با فرهنگ شده است .

شیراز دارای مکان های فرهنگی بسیار بوده و هست و در طول تاریخ به آن ها اشاره شده و بسیاری از مردم جهان از این مکان ها (خبر و یا دیدن کرده ) و هر روز به عینه دیده می شود به این افراد با ذوق افزوده  می شود . و تاریخ و فرهنگ استان فارس غیر قابل انکار می باشد . امیدوارم این دوست خوب مان انتظار نداشته که این مکان ها را اسم ببرم .

مردم خوب شیراز دارای فرهنگ غنی و والایی می باشند که در طول تاریخ به اثبات رسیده و در سطح کشور و حتی خارج از کشور از این استعداد ها بطور شایسته و بایسته استفاده شده . و به همین منظور سطح فرهنگ و فکری بسیار بالا و با مسائل فرهنگی برخورد خوبی دارند .

از زمانی که جشنواره فیلم فجر همزمان با تهران در شیراز برگزار می شود رویکرد بسیار خوبی برای سینما بوده . و در زمان اکران با یک دیده بهتری از فیلم مورد علاقه خود استقبال میکنند .

شیراز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارای ۱۳ سینما بوده و در حال حاضر به ۸ سینما اکتفا کرده و در حال تلاش و سرویس دهی به مشتاقان این قشر فرهیخته می باشد .

: سینماهای شیراز :

سینما ایران دارای ۹۵۰ عدد صندلی واقع در خیابان زند

..  ..   فلسطین دارای ۶۵۰ عدد ..    ..   ..  ..   ..  ..   ..

..  ..   پیام        دارای ۵۵۰ عدد  ..   ..   ..   ..   ..   ..  .

..  ..   آسیا       دارای ۷۵۰ عدد  ..  ..   ..  ..  ..  ..  ..  .

..  ..   بهمن      دارای ۷۰۰ عدد  ..  ..  ..   ..  ..  ..  ..  .

..  ..   حافظ       دارای ۷۰۰ عدد ..  ..  ..  ..  ..  ..  ..  ..

..  ..  قیام         دارای ۱۱۱۲ عدد صندلی واقع در خیابان لطفعلی خان

..  ..  سعدی     دارای ۹۵۰ عدد     ....     واقع در خیابان قصرالدشت  

سینما ایران - سعدی و آسیا درجه یک بوده و مابقی سینماها درجه دو . و تلاش دست اندرکاران سینماهای شیراز جهت ارتقاء سطح کمی و کیفی سینما بوده و در آینده نزدیک ( خرداد ماه ۸۵ )مابقی سینماهابه سینماهای درجه یک تبدیل خواهد شد .

امیدوارم که مسئولین امر فرهنگی در این کار خوب و شایسته که در حال شکل گیری می باشد دست مسئولین سینما را گرفته و با راهنمایی های خوب شان محیطی گرم و سالم جهت ببیندگان ایجاد نمایند . انشااله  

 

 

       

    

 

جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 |

 

جن زدگان ساخته می شود

آرش معيريان كارگردان سينما كه هم اكنون «چپ دست» را برپرده سينماها دارد، بزودي فيلمبرداري

«جن زدگان» را آغاز خواهد كرد.

داريوش بابائيان تهيه كننده اين فيلم ضمن تائيد اين مطلب گفت: فيلم نامه را براي دريافت پروانه ساخت به وزارت ارشاد ارائه كرديم و به محض دريافت پروانه، فيلمبرداري را آغاز خواهيم كرد.

فيلم نامه «جن زدگان» كه فيلم نامه‌اي در ژانروحشت است را حسن انصاريان به نگارش در آورده است.

همچنين تاكنون حضور مجتبي رحيمي به عنوان مدير فيلمبرداري در اين پروژه قطعي شده است و عوامل ديگر از جمله بازيگران در مرحله انتخاب هستند.

آرش معيريان پيش از اين، كما ، شارلاتان و چپ دست را ساخته است، كه «كما» توانست جزء فيلمهاي پرفروش سال باشد.

یکشنبه هفتم اسفند 1384 |

 

تاثیر جشنواره ها بر اقتصاد سینما



رسول صدرعاملي، كارگردان و تهيه‌كننده سينماي ايران، زماني به خبرنگار ايسنا گفته بود كه جشنواره ها، تنها براي معدودي از فيلم‌ها كه در پي كسب اعتبار و شهرت هستند فايده دارد و نمايش برخي از فيلمها در جشنواره به ضرر آنهاست!.

به گزارش خبرنگار ايسنا او گفته بود كه اگر فيلمي مثل «آيدا» در جشنواره ها به نمايش درنيامده بود در اكران عمومي از استقبال بسيار بهتري برخوردار مي شد و ظاهرا به همين خاطر بود ، صدرعاملي كه قرار بود امسال با فيلم « عروسك زنگي» به عنوان تهيه‌كننده در جشنواره فجر حضور داشته باشد منصرف شد. البته علت اصلي انصراف اين فيلم، كامل نشدن مسائل فني آن عنوان شد ولي بعدها اصغر آريانخواه سرمايه‌گذار فيلم در گفت‌وگويي عنوان مي‌كند نمايشهايي با تعداد بالا در جشنواره و ترس از فيلمبرداري از روي پرده، با دوربينهاي پيشرفته جديد از دلايل ديگري بوده كه باعث شده، عروسك فرنگي در جشنواره حضور نداشته باشد . عروسك فرنگي قرار است در نوروز 84 به نمايش درآيد.

يك كارگردان مطرح سينماي ايران نيز كه در جشنواره سال گذشته از برگزيدگان اين جشنواره بود در همان زمان، تعمدا فيلم خود را در روزهاي آخر جشنواره فجر، به اين جشنواره رساند که نمايش هاي كمتري داشته باشد.

اين كارگردان بعدها با گلايه به خبرنگار ايسنا گفته بود كه حتي از اين چند نمايش معدود نيز راضي نبوده است، چون فيلم او از نظر موسيقي و ديگر مسائل فني، اصلا در وضعيت مناسبي قرار نداشته است. او به خبرنگار ايسنا گفته بود ديگر فيلم خود را با عجله به جشنواره ها نمي‌دهد.

در سالهاي اخير، برخي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان سينماي ايران، تعمدا از ارائه فيلم هاي خود به جشنواره ها پرهيز كرده‌اند، برخي از آنها معتقدند اظهارنظر و نقدهايي كه بر فيلم‌هاي آنان در زمان جشنواره ها صورت مي‌گيرد برفروش و اكران عمومي فيلمها تا حدودي موثر است و حضور نداشتن فيلمي در جشنواره ، باعث مي شود تا تماشاگران بدون اينكه اطلاع و ذهنيت قبلي خاصي از فيلم داشته باشد به تماشاي فيلم برود.

برخي از فيلم ها نيز كه ممكن است با نگاه منفي از سوي منتقدان مواجه شود نمايش داده شدن آنها در جشنواره به نفع آنهاست و در اكران عمومي از اقبال بهتر و بيشتري از سوي تماشاگران مواجه مي شوند.

از جمله اين فيلم ها، دو فيلم آتش بس ساخته تهمينه ميلاني و روياي خيس ساخته پوران درخشنده است كه اگر چه هر دو ساخته‌هاي اين دو كارگردان زن سينما، در بخس مهمان قرار گرفت ولي اين دو فيلم در جشنواره به نمايش درنيامد. البته فيلم روياي خيس تنها در روز آخر جشنواره به نمايش گذاشته شد .

اين دو كارگردان سينماي ايران، از جمله كارگردان هايي هستند كه آثار آنها در دوره هاي قبلي جشنواره فجر، كمتر مورد توجه قرار گرفته ولي همين آثار در اكران عمومي ازموفقيت خوبي برخوردار شدند.

فيلم قبلي پوران درخشنده شمعي در باد نيز در جشنواره فجر چندان مورد توجه قرار نگرفت ولي اين فيلم در اكران عمومي از پرفروش‌ترين فيلمهاي سال شد اگر چه در همان زمان برخي مدعي بودند كه اين فيلم بواسطه تبليغات گسترده تلويزيوني، پر فروش شده ولي در همان زمان نايب رئيس انجمن سينماداران با اشاره به فيلمهايي كه از تبليغات گسترده تلويزيون برخوردار بوده و از فروش خوبي برخوردار نشده‌اند گفته بود كه استقبال تماشاگران از اين فيلم به خاطر خود فيلم بوده است.

فيلمهاي تهميه ميلاني نيز همواره در سالهاي اخير، با انتقاد شديد منتقدان نسبت به مضامين فمينيستي اين فيلمها، مواجه بوده است ولي همين فيلم‌ها، در هنگام اكران جزء پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال شده‌اند.

در سال 84 نيز، سه فيلم مطرح از سه كارگردان پيش كسوت و قديمي سينماي ايران يعني مسعود كيميايي، عليرضا داوودنژاد و بهمن فرمان‌آرا، بدون آنكه در جشنواره فجر به نمايش درآيد به اكران عمومي گذاشته شد. حكم آخرين ساخته مسعود كيميايي كه از فروش بسياري بيشتري نسبت به سربازهاي جمعه ساخته قبلي او برخوردار شد به دليل اينكه سرمايه‌گذار اصلي فيلم به دنبال بازگشت هر چه زودتر سرمايه خود بود از حضور در جشنواره منصرف شد. اگر برخي معتقدند اين فيلم اگر در زمان وشرايط بهتري به نمايش درمي‌آيند و در ابتداي اكران سينماهاي اصلي خود را از دست نمي داد از فروش بيشتري برخوردار مي شود.

بهمن فرمان‌آرا نيز پيش از اين به خبرنگار ايسنا گفته بود كه اگر چه جشنواره فجر به دو فيلم قبلي او 15 جايزه داده ولي به هر حال جشنواره در كنار همه ويژگي‌هاي خود پيش داوري را هم در مطبوعات براي يك بيننده عام ايجاد مي‌كند، اما يك بوسه كوچولو تا چند روز مانده به اكران كسي آن را تماشا نكرده بود.

بنابراين زمان اكران، استقبال مردم بر اساس خود فيلم بود نه پيش داوري‌ها و در هنگام اكران فيلم مردم خودشان به هم مي‌گويند كه برويد فيلم را ببينيد و اين ترغيب را با هيچ قيمتي نمي‌توان خريد.

فيلم هشت پا ساخته عليرضا داوودنژاد نيز به نسبت به ساخته قبلي اين فيلمساز ملاقات با طوطي، كه در جشنواره فجر به نمايش درآمد از فروش بسيار بهتري برخوردار شد كه به نظر دست اندکاران آن مي‌رسد يكي از دلايل آن، عدم حضور در جشنواره باشد. اگر چه هشت پا به گفته كارگردان آن، در بدترين زمان ممكن يعني زمستان به نمايش درآمد ولي از فروش خوبي برخوردار شد.

شنبه بیست و نهم بهمن 1384 |

 

نامزد های اسکار 2006 معرفی شدند

"كوهستان بروكبك" با 8 نامزدي در صدر

 

کوهستان بروکبک با نامزدی در هشت رشته اسکار از جمله بهترين فيلم، بهترين کارگردان و بهترين بازيگر مرد، جدي‌ترين رقيب فتح عناوين برتر در شب اهدای جوايز آکادمی علوم و هنرهای سينمای امريکا به برترين فيلم‌های سال لقب گرفت.

به گزارش خبرنگار سينمايی مهر، فيلم جديد آنگ لی تايوانی که داستان عشق ممنوعه دو کابوی امريکايی را روايت مي‌کند، تا به امروز که موفقترين فيلم سال بوده و علاوه بر کسب جوايز متعدد از جشنواره‌های معتبر جهانی و مراسم گلدن گلوب، از سوی انجمن‌های مختلف سينمايی و منتقدان امريکايی هم به عنوان بهترين فيلم سال معرفی شده است. کوهستان بروکبک برای کسب اسکار بهترين فيلم سال بايد با مونيخ استيون اسپيلبرگ، شب بخير و موفق باشيد جرج کلونی، کاپوتی بنت ميلر و تصادف پل هاگيس رقابت کند. جالب اينجاست که هر پنج کارگردان اين فيلم‌ها برای دريافت اسکار کارگردانی هم نامزد شده‌اند.

فهرست کامل نامزدهای جوايز اسکار 2006 به اين شرح است:

/ بهترين فيلم: /
کوهستان بروکبک، مونيخ، شب بخير و موفق باشيد، کاپوتی، تصادف

/ بهترين کارگردان: /
آنگ لی (كوهستان بروكبك)، استيون اسپيلبرگ (مونيخ)، جرج کلونی (شب بخير و موفق باشي)، بنت ميلر (كاپوتي)، پل هاگيس (تصادف)

/ بهترين بازيگر مرد: /
يواکين فينيکس برای قدم‌زنی در مسير ، هيث لجر برای کوهستان بروکبک ، فيليپ سيمور هافمن برای کاپوتی ، ديويد استراترن برای شب بخير و موفق باشيد ، ترنس هوارد برای Hustle & Flow

/ بهترين بازيگر زن: /
چارليز ترون برای نورث کانتری ، فليسيتی هافمن برای ترنس‌امريکا ، ريس ويترسپون برای قدم‌زنی در مسير ، جودی دنچ برای خانم هندرسن تقديم مي‌کند ، کايرا نايتلی برای غرور و تعصب

/ بهترين بازيگر مرد نقش مکمل: /
ويليام هرت برای تاريخ خشونت ، جرج کلونی برای سيريانا ، پل جياماتی برای سنيدرلا من ، مت ديلان برای تصادف ، جيک گيلنهال برای کوهستان بروکبک

/ بهترين بازيگر زن نقش مکمل: /
فرانسيس مکدورمند برای نورث کانتری ، ميچله ويليامز برای کوهستان بروکبک، ايمی آدامز برای Junebug، ريچل ويتس برای باغبان وفادار ، کاترين کينير برای کاپوتی

/ بهترين فيلمنامه اقتباسی: /
جاش اولسن برای تاريخ خشونت ، لری مکمورترای و دايانا اوسانا برای کوهستان بروکبک ، دن فاترمن برای کاپوتی ، جفری کين برای باغبان وفادار ، تونی کوشنر و اريک راث برای مونيخ

/ بهترين تدوين: /
مايک هيل و دن هانلی برای سيندرلا من ، کلر سيمپسن برای باغبان وفادار ، هيوز وينبورن برای تصادف ، مايکل کان برای مونيخ ، مايکل مکيوزکر برای قدم زنی در مسير

/ بهترين فيلم مستند: /
رژه پنگوئن‌ها، کابوس داروين، انرون: هوشمندترين افراد دفتر، مردربال، جنگ خيابانی

/ بهترين طراحی لباس: /
چارلی و کارخانه شکلات‌سازی، خاطرات يک گيشا، خانم هندرسن تقديم مي‌کند، غرور و تعصب، قدم‌زنی در مسير

/ بهترين چهره‌پردازی: /
وقايع‌نگاری نارنيا: شير، جادوگر و کمد لباس، سيندرلا من، جنگ‌های ستاره‌ای: اپيزود سوم ـ انتقام سيث

/ بهترين انيميشن سينمايی: /
والاس و گروميت: نفرين خرگوش‌نما، عروس مرده تيم برتن، قلعه متحرک هاول

/ بهترين جلوه‌های ويژه بصری: /
وقايع‌نگاری نارنيا: شير، جادوگر و کمد لباس، کينگ کنگ، جنگ دنياها

/ بهترين فيلمنامه غيراقتباسی: /
استفن گاگان برای سيريانا ، پل هاگيس و رابرت مورسکو برای تصادف ، جرج کلونی و گرنت هسلوف برای شب بخير و موفق باشيد ، وودی آلن برای آخرين امتياز ، نواه بومباچ برای مرکب ماهی و وال

/ بهترين فيلم خارجي‌زبان: /
اينک بهشت از فلسطين، کريسمس مبارک از فرانسه، تسوتسی از افريقای جنوبی، سوفی شول: روزهای آخر از آلمان، نگو از ايتاليا

/ بهترين موسيقي متن: /
جان ويليامز براي خاطرات يک گيشا ، جان ويليامز براي مونيخ ، گوستاوو سانتائولالا براي کوهستان بروکبک ، آلبرتو ايگلسياس براي باغبان وفادار ، داريو ماريانلي براي غرور و تعصب

/ بهترين تدوين صدا: /
کينگ کنگ، جنگ دنياها، خاطرات يک گيشا

/ بهترين ميکس صدا: /
وقايع‌نگاري نارنيا: شير، جادوگر و کمد لباس، کينگ کنگ، جنگ دنياها، خاطرات يک گيشا، قدم‌زني در مسير

/ بهترين فيلمبرداري: /
والي فيستر براي بتمن آغاز مي‌کند ، رودريگو پريتو براي کوهستان بروکبک ، رابرت السويت براي شب بخير و موفق باشيد ، ديون بيب براي خاطرات يک گيشا ، امانوئل لوبزکي براي دنياي جديد

/ بهترين طراح هنري: /
شب بخير و موفق باشيد، هري پاتر و جام آتش، کينگ کنگ، خاطرات يک گيشا، غرور و تعصب.

شنبه پانزدهم بهمن 1384 |

 

برترین های بیست و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر


ديپلم افتخار بهترين تحقيق و پژوهش

وحيد چاووش براي فيلم خاطرات ابري
سيمرغ بلورين بهترين تحقيق و پژوهش

اميد بنکدار و کيوان علي محمدي براي فيلم ام.دي.ام.اي
ديپلم افتخار بهترين فيلم مستند

سيد حسين صافي براي فيلم دگرديسي يک پروانه
سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند

سودابه مجاوري براي فيلم اينانا
سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول

فيلم عصر جمعه به كارگرداني مونا زندي حقيقي
سيمرغ بلورين بهترين فيلم دوم

فيلم شاهزاده ايراني به كارگرداني محمد نوري زاد

بخش اول : جوايز بهترين فيلم كوتاه و دستاوردهاي فني - هنري
ديپلم افتخار بهترين فيلم كوتاه داستاني

فيلم با او به كارگرداني نقي نعمتي
سيمرغ بلورين بهترين جلوه هاي ويژه

محسن روزبهاني و علاءالدين پژهان براي فيلم شهرآشوب
سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس

ايرج رامين‌فر براي فيلم شاهزاده ايراني
سيمرغ بلورين بهترين صداگذاري

محمدرضا دلپاک براي فيلم زمان مي‌ايستد
سيمرغ بلورين بهترين صدابرداري

يدالله نجفي و ناصر شکوهي‌نيا براي فيلم زمستان است
سيمرغ بلورين بهترين چهره پردازي

مهرداد ميرکياني براي فيلم به نام پدر
سيمرغ بلورين بهترين تدوين

هايده صفي ياري براي فيلم چهارشنبه‌سوري
سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن

محمدرضا درويشي براي فيلم شهرآشوب
سيمرغ بلورين بهترين مدير فيلمبرداري

محمد داودي براي فيلم زمستان است
بخش دوم : جوايز بازيگري
ديپلم افتخار بهترين بازيگر خردسال

سمير وزيريان براي بازي در فيلم هوو
سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد

حميد لولايي براي فيلم چند مي‌گيري گريه کني
سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن

مهتاب نصيرپور براي فيلم به نام پدر
سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد

پرويز پرستويي براي فيلم به نام پدر