تبليغاتX
کات
کات

خبرنامه ی سینمای ایران و جهان
 
 
 

پیوند های روزانه

مجید مجیدی

بهرام رادان

بانی فیلم

هوشنگ گلمکانی

باران کوثری

محمد رضا شریفی نیا

مخملباف

محمد رضا گلزار

پرشیا فیلم

فیلم نیوز

فیلم و سینما

انجمن سینمای جوان ایران

 

امكانات جانبي

RSS 2.0


www.irLearn.com

online
Online Dating
=

Use Advanced Search

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

شماره 56

سعيد اسدي فيلمسازي كه روزگاري در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر، با فيلم كوتاه "ايبرو خشك مي‌شود" خوش درخشيده و توجهات بسياري را جلب كرده و در ادامه با ساخت فيلم هايي نظير "عشق گمشده" و "آواز قو" اميدها و توقعات زيادي را برانگيخته بود،در ادامه با كارگرداني "سيب سرخ حوا" و "مهمان" اميدها را كمرنگ و كمرنگ تر كرد تا به اكنون كه با "تلافي" بطور كامل اسباب نااميدي همگان را فراهم ساخته است. يك سير قهقرايي وحشتناك از كارگرداني كه وقتي از كشور سوئد به سرزمين مادري بازگشت، اهداف و آرزوهاي دور و درازي را در سر مي پروراند كه به نظر مي آيد هيچگاه نتوانست حتي به بخشي از آن ها دست پيدا كند.
"تلافي" در رديف آن دست از فيلم هايي جاي مي گيرد كه نه كمدي هستند، نه جدي.نه شوقي بر مي انگيزند و نه اشكي مي گيرند. نه دغدغه پاسداشت هنر دارند و نه در گيشه به توفيقي دست مي يابند. آن گروه از فيلم ها كه نمونه اش در سينماي اين سال هاي كشورمان بسيار است و گويي تنها براي خالي نبودن عريضه ساخته و به معرض نمايش عموم گذاشته مي شوند.
فيلم داستان چند روز از زندگي زوجي است كه اگرچه در ابتدا براي جدايي از يكديگر لحظه شماري مي كنند اما در ادامه در لحظاتي آنچنان شيفته و دلباخته هم مي شوند كه تعجب تماشاگر را بر مي انگيزد. تماشاگري كه از نخستين لحظات فيلم،قادر است راحت و بي دردسر پايان بندي فيلم را پيش بيني كند تا خيلي زود شور و اشتياقش براي تماشاي ادامه فيلم به خاموشي گرايد.
بزرگترين مشكل تلافي در اين است كه از هرگونه خلاقيت و نوآوري بي بهره است.بطوريكه از تمامي فرمول هاي امتحان پس داده سينماي بدنه (و ايضاً فيلمفارسي) استفاده مي كند تا شايد بتواند به نوعي مخاطب خويش را يافته و با خود همراه سازد غافل از آنكه ديگر تماشاگر عام سينماي ايران نيز از مشاهده اين قبيل آثار بي محتوا، خسته و عاصي گشته است.
تمركز افراطي فيلم بر چهره و فيزيك دو بازيگر نقش اول مرد و زن فيلم (حميد گودرزي و نيوشا ضيغمي) آنقدر چشمگير است كه خيلي زود حوصله ي تماشاگر را سر مي برد و فيلم را از نفس مي اندازد به گونه اي كه لحظه اي مي رسد كه بيننده به خودش مي آِيد و مي بيند به جاي اينكه با شخصيت هايي باورپذير رو در رو باشد با دو چهره ي آراسته و البته نه چندان جذاب مواجه است كه مدام به هم مي نگرند و براي هم تعارف تكه پاره مي كنند و مدام زيبايي و جذابيت يكديگر را يادآور مي شوند. در اين ميان هيچ عجيب نيست كه چاشني موسيقي نيز به فيلم افزوده گشته تا بازيگران فيلم پس از صرف شام در رستوراني كه اسپانسر فيلم نيز هست،در زير باراني كه انگار وجودش در فيلم هاي اينچيني امري حياتي است، قدم بزنند و با نواي موسيقي و صداي سوزناك خواننده، خوشبختي متظاهرانه شان را به رخ بكشند.
تمامي دقايق فيلم بر مدار همين كليشه هاي نخ نما شده مي گذرد. اين چنين است كه پاي شخصيت هاي نادان و خبيثي نظير جلال (سييروس گرجستاني) و تراب (كيانوش گرامي) به فيلم باز مي شود تا تلافي از اين حيث نيز از اسلافش عقب نماند.همچنين فراموش نكنيد كه قرار است فيلم در حد امكان بامزه نيز به نظر آيد. به همين خاطر است كه اسي (علي كاظمي) از آن اداها و تيك هاي مشمئزكننده بهره مي برد و احمد پورمخبر ناچار است براي چندمين بار در تاكسي اش به زير آواز بزند و مزه پراني كند.و جالب اينجاست كه اين مزه پراني ها كه دامنه اش شخصيت هاي اصلي فيلم را نيز در بر ميگيرد آنقدر بي نمك و نچسب هستند كه هيچ كاركردي جز استهزاي تماشاگر نمي توانند داشته باشند.
در عين حال فيلمنامه از عنصر " معجزه" نيز برخوردار گشته تا در يك سوم پاياني فيلم، يك حادثه پردازي بي مورد و نه چندان منطقي سر و شكل گيرد. جايي كه تراب (كيانوش گرامي) بدون هيچ دليل و برهاني قصد كشتن رعنا (ضيغمي) را مي كند تا جايي كه حتي حضور همسر رعنا،حميد (گودرزي) نيز نمي تواند مانع از كار او شود. فيلمنامه نويس به منظور آنكه با نقش بستن چاقو بر سينه قهرمان داستان،پايان بندي كليشه اي فيلمش را تكميل گرداند شخصيت بدون شناسنامه و بي هويت تراب را بيهوده به خدمت مي گيرد بدون آنكه پيش از آن به لحاظ منطقي حضور وي را توجيه و باورپذير ساخته باشد.
واقعيت اين است كه اين قبيل فيلم ها آنچنان دور از ذهن هستند و آنقدر با فضاي زندگي افراد جامعه بيگانه و غريبه هستند كه تماشاگر اگر تمامي سعي و تلاشش را نيز بكند هيچگاه نخواهد توانست با شخصيت ها و اتفاقات فيلم همذات پنداري كند. انگار تماشاگران و سازندگان فيلم در دو دنياي متفاوت به سر مي برند و كوچكترين دغدغه و وجه مشتركي با يكديگر ندارند.
بسيار مايه تاسف است كه اين قبيل فيلم ها به راحتي مجال اكران مي يابند و تصاويرشان بر سر در سينماها نقش مي بندد و فيلم هايي جدي تر يا هيچ گاه فرصت عرضه اندام پيدا نمي كنند يا اگر به نمايش درآيند نيز آن قدر محدود و بي سر و صدا روانه اكران مي گردند كه كمتر كسي از وجودشان باخبر مي شود. به عنوان نمونه نگاه كنيد به وضعيت اكران "به همين سادگي" فيلم ستايش شده ي رضا ميركريمي و يا "پا برهنه در بهشت" ساخته قابل تامل بهرام توكلي كه مي توانستند با برنامه ريزي و مديريت بهتر بيش از اين ها ديده شوند.
به نظر مي رسد مي بايست با نگاهي دقيق و كارشناسانه به بررسي اين مقوله پرداخت كه چرا فيلمسازاني كه اساساً از ذهنيتي متعالي و افكاري فرهيخته برخوردارند،به ناچار پس از مدتي در مسير سينماي موسوم به بدنه مي غلطند و در عين شگفتي در اين عرصه نيز نمي تواند عملكردي مناسب و آبرومند داشته باشند. شايد مشكل در ذات سينماي بدنه نهفته باشد كه اساساً چندان با تحول و تنوع سازگاري ندارد و رعايت يك سري چهارچوب هاي مشخص و كليشه اي از الزامات غيرقابل اجتناب و انكار ناپذير آن محسوب مي گردد.

نيكي كريمي و امين حيايي در نمايي از فيلم

نيكي كريمي و امين حيايي در نمايي از فيلم "زن ها فرشته اند" ساخته شهرام شاه حسيني

زن ها فرشته اند. اسم جالب توجه و کنجکاوی برانگیزی ست. صف های طویل هم دارد و دو مرد "پویا فیلم"، رگ خواب تماشاگر ایران را خوب می شناسند. سیستم هالیوودی ست و تهیه کننده نفر اول است. اصول و مبانی خود را دارند و فیلم های تمیز و پرمخاطب می سازند. تکلیف شان با خودشان و همه روشن است و کسی هم انتظار فیلم هنری ندارد. نهایتا می توان بحث کرد که فیلمفارسی هست یا نیست. مثل همین فیلم اخیر. یک فیلم " نسبتا خوش ساخت" ستاره سالار که قصه کشش دار – و نه کش داری را روایت می کند. در برخی جاها به جزئیات هم اهمیت می دهد و می خنداند و دل خانم ها را خنک می کند. اگر اجازه دهند، بعید نیست "یک میلیاردی" دیگری به فروش سینمای ایران اضافه شود. یک امین حیایی و مهتاب کرامتی بالای متوسط دارد که بیش ترین بار بازی کار را بر دوش دارند و نیکی کریمی و شریفی نیا هم مثل همیشه. نقش و خودشان را می شناسند و اغراق نمی کنند. کارگردان جوان هم در دومین کارش پس از کلاغ پر، حواسش به ضرباهنگ روایت و بازی و مونتاژ هست. فیلم اش نه لق می زند و نه تند می رود و سطح متوسط و گیشه پسند خود را تا آخر حفظ می کند. مثل کما که آن هم تولید پویا فیلم بود. آن ها می دانند که جوان ها شیک پسندند و طبیعی ست که تا می توانند، همه چیز را شیک جور می کنند. از خانه و رستوران و ماشین ها و لباس ها گرفته تا وسایل خانه و سبد میوه و استخر و گوشی موبایل و ساعت مچی 5/3 میلیون تومانی. هم فکری و هم دستی خانم های فرشته گون برای رودست خوردن (یا در واقع خوراندن) مرد هوس باز، برای هر دو جنس با مزه است. تماشاگران برای پلان آخر دست زدند و البته بیش تر دست ها، زنانه به نظر می رسید. آقایان هم احتمالا در این اندیشه که باید حواس شان را بیش تر جمع کنند!.... بوئینگ بوئینگ جری لوئیس را که دیده اید!

مهران مديري، گوهر خيرانديش، محمدرضا شريفي نيا و بهاره رهنما در نمايي از فيلم

مهران مديري، گوهر خيرانديش، محمدرضا شريفي نيا و بهاره رهنما در نمايي از فيلم "دايره زنگي"

«دايره زنگي» اولين ساخته بلند پريسا بخت‌آور را مي‌توان از منظرهاي مختلف بررسي كرد.
اگرچه «دايره زنگي» اولين فيلم پريسا بخت‌آور است، اما از همان مراحل پيش‌توليد بسيار مورد توجه قرار گرفت. اول به‌واسطه حضور اصغر فرهادي به‌عنوان فيلمنامه‌نويس كه پيشتر خود به‌عنوان كارگردان، فيلم‌هاي قابل‌توجهي را ارائه كرده است.

فيلم در سكوت كامل خبري ساخته شد، به اين شكل كه هيچ خبرنگاري نتوانست با عوامل فيلم گفت‌وگويي داشته باشد يا از پشت صحنه فيلم به شكل و روال هميشگي گزارشي تهيه كند و در كنارش اخباري كه به گوش مي‌رسيد حاكي از اين بود كه فيلم قابل‌توجهي در حال ساخت است.

جنجال‌ها و حاشيه‌ها وقتي بيشتر شد كه آن‌گونه كه سازندگان فيلم مي‌گفتند، براي شركت در جشنواره فيلم فجر بايد در آن اصلاحاتي صورت مي‌گرفت.

فيلم، يكي دو نمايش محدود در جشنواره داشت و درنهايت پس از كش و قوس‌هاي فراوان با جرح و تعديل‌هايي پروانه نمايش دريافت كرد و حالا مدتي است كه نمايش عمومي فيلم آغاز شده است.

مي‌توان از پوسترها و سردرهاي نمايش‌دهنده فيلم شروع كرد كه با چهره‌هاي پرشمار بازيگران آشنا و محبوب، مخاطبان را به ديدن فيلم فرامي‌خوانند، اما حالا كه فيلم را نگاه مي‌كنيم به نظر مي‌آيد اين همه حاشيه فقط براي فتح گيشه بوده است.

فيلمنامه:
در هر اثر سينمايي اگر نام خالق و كارگردان آن اصلي‌ترين و مهم‌ترين عنصر است اما در كنارش فيلمنامه‌نويس نيز در تعيين سرنوشت فيلم بسيار مهم و حياتي است.
اصغر فرهادي به‌جز آنكه همسر پريسا بخت‌آور است به‌نظر مي‌آيد كه به‌عنوان يك همكار، شخصيت تأثيرگذاري در سرنوشت فيلم «دايره زنگي» بوده است. فيلمنامه‌اي كه اصغر فرهادي به نگارش درآورده دقيقا براساس همان نگاه و دغدغه‌هايي است كه هميشه در مجموعه‌ها و كارهاي سينمايي‌اش دنبال كرده است؛ يعني رفتن به سراغ حال و هوايي واقع‌گرا و پرداختن به تم‌هاي اجتماعي و شهري خصوصا در دل كلان‌شهر تهران.
اين‌بار نيز فرهادي بر شهر تهران زوم كرده، اين‌بار نيز از خيابان شلوغ و پرترافيك اين شهر شروع كرده و همچنان كه در «چهارشنبه‌سوري» زندگي يك خانواده را مورد توجه قرار داده بود، حالا با تفاوتي كوچك‌تر زندگي چند خانواده را به موازات و در كنار هم در دل يك آپارتمان به تصوير كشيده است. زندگي آدم‌هاي فيلم در دل اين آپارتمان‌ها به‌نوعي نيز با اتفاقاتي كه مي‌افتد با اتفاقات و مناسبات و حال و هواي شهر تهران گره مي‌خورد، اما فيلم سردرگم است.
اگر در كارهاي قبلي فرهادي اين پرداختن به كانون خانواده تأثيرگذار بود، در «دايره زنگي» نوعي آشفتگي و پراكندگي ديده مي‌شود. انگار كه با زور، روابط آدم‌ها با هم شكل مي‌گيرد. اين‌كه ابتداي فيلم با صحنه تصادف و تعقيب و گريز شروع مي‌شود و بعد همين آدم‌ها به شكل ديگر دوباره رودرروي هم قرار مي‌گيرند، بهانه‌هاي آن كمي سست است. درواقع مسائلي كه فرهادي در فيلم خود به‌عنوان دغدغه‌هاي اصلي مورد توجه قرار داده تكراري و رنگ و رو باخته است.
ماجراي دختر فراري، اعتياد، بي‌بندوباري و بحث ماهواره از همه مهم‌تر ديگر مباحثي است كه هم در سينما و هم در حوزه‌هاي ديگر بارها به آنها پرداخته شده است. اگر قرار است كه در سينماي اجتماعي – كه «دايره زنگي» نيز ظاهرا در همين دسته قرار مي‌گيرد – فيلم و اثري مورد توجه قرار گيرد بايد مناظر هميشگي با ديدي نو و حرف‌هاي تازه به تصوير كشيده شود، اما «دايره زنگي» فاقد اين تأثيرگذاري است.
نگاه كنيم به مناسبات خانواده‌هايي كه در دل اين آپارتمان، دوربين به سراغ آنها مي‌رود، واقعا كداميك همدلي‌برانگيزند؟ كدام در ذهن و ياد مخاطب مي‌مانند؟ درواقع مي‌توان گفت اگرچه فرهادي تلاش كرده كه به‌لحاظ شكل و ساختار و ارتباط آدم‌ها و وقايع گام تازه‌اي را بپيمايد اما فيلم كاملا كليشه‌اي و تكراري است.

كارگرداني و ساختار:
نام پريسا بخت‌آور آشناست. اين نام را بيشتر در كارهاي تلويزيوني ايشان به‌خاطر مي‌آوريم. اگرچه در آنها نيز بخت‌آور به‌نوعي هميشه سعي كرده است كه به فضاهاي رئال نزديك شود، اما در «دايره زنگي» به‌نظر اين دغدغه او كاملا جدي‌تر شده. اميدوارم اين قضاوت باعث سوءتفاهم نشود اما «دايره زنگي» به‌نظر تكرار همان مجموعه پيشين خانم بخت‌آور يعني «من يك مستأجرم» است.
مجموعه‌اي كه در دل تلويزيون ساخته شد و فيلمي كه در مديوم سينما به تصوير كشيده شده بسيار شبيه هم شده‌اند. به‌نظر مي‌آيد پريسا بخت‌آور هنوز نتوانسته است خود را از مديوم تلويزيون جدا كند.
«دايره زنگي» اگرچه ريتم تندي دارد اما اين ريتم تند هيچ كمكي به فيلم نمي‌كند. همچنان كه دوربين كه به‌نظر روي دست كار شده و شتابي كه در نوع گفتار و حركات بازيگران و كاراكترهاي فيلم وجود دارد و... هيچ‌كدام نقش مثبتي در فيلم ندارند، چه آنكه «دايره زنگي» هنوز تحت تأثير نگاه تلويزيوني پريسا بخت‌آور است.
«دايره زنگي» چند باري عملا به اتمام مي‌رسد اما انگار كارگردان با سماجت دوست دارد سرانجام همه خانواده‌ها و آدم‌ها را نشان دهد و همين به فيلم ضربه مي‌زند.

بازيگري:
فيلم «چهارشنبه‌سوري» را يادتان هست؟ فيلم بازيگران مطرح محدودي داشت، اما توانست با مخاطبان ارتباط برقرار كند و تأثيرگذار باشد. نمي‌دانم اصغر فرهادي كه نگارش فيلمنامه را برعهده داشته، در نگارش نقش‌ها تا چه اندازه به اين جمع بازيگران نظر داشته؛ اما به‌نظر مي‌آيد كه نقش نيلوفر خوش‌خلق يا اكرم محمدي يا بسياري ديگر از بازيگران را هر بازيگر ديگري نيز مي‌توانست بازي كند.
اما وقتي به جمع بازيگران نگاه مي‌كنيم اكثرا چهره‌هاي شناخته شده سينما و تلويزيون هستند كه نقش خود را مطابق همان روال هميشگي كه داشته‌اند اين‌بار در «دايره زنگي» هم تكرار كرده‌اند.
مثلا مي‌توان به مهران مديري اشاره كرد كه در ايام نوروز سريال پرمخاطبي را هم روي آنتن داشت و وقتي در «دايره زنگي» براي اولين‌بار مقابل دوربين مي‌آيد از همان اولين لحظه حضورش خنده و استقبال تماشاگران را به دنبال دارد، يا همچنان كه باران كوثري اصلا نمي‌تواند نقش يك دختر فراري و كلاهبردار را بازي كند.

و دست آخر اين‌كه مشخص نشد «دايره زنگي» چه بار معنايي در فيلم دارد؟

 

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |

 

شماره 55

فیلمسازان ایرانی در جشنواره فیلم‌های کردی برلین

پنجمین جشنواره فیلم‌های کردی که از روز شنبه 24 می در برلین آغاز شده است، هفت فیلم کوتاه و بلند از فیلمسازان کرد ایرانی را به نمایش می‌گذارد.
 در این جشنواره که تا روز یکم ماه ژوئن ادامه می‌یابد، فیلم‌هایی از کارگردانان کرد مقیم کشورهای مختلف مانند بهمن قبادی، هشام زمان و هینر سلیم به نمایش درمی‌آید.
20 فیلم در بخش آثار کوتاه این جشنواره به نمایش درمی‌آیند که از این تعداد شش فیلم از فیلمسازان ایرانی است: مرز (ستار چمنی‌گل)، کوهستان سفید (طاها کریمی)، اگر بروم (سالم صلواتی)، مردی که به پیک‌نیک رفت (رحیم ذبیحی)، دستی متولد می‌شود (بیژن زمان‌پیرا) و فرشتگان در خاک می‌میرند (بابک امینی).
در بخش فیلم‌های بلند جشنواره نیز فیلم‌هایی مانند عبور از خاک (شوکت امین کرکی)، نیوه مانگ (بهمن قبادی)، بهشت در آینه (مسعود عارف صالح و آکو عزیز مرزا)، مزرعه چکاوک (پائولو و ویتوریو تاویانی)، سرزمین زمستانی (هشام زمان) و مرد طبال (هینر سلیم) حضور دارند.
دیگر بخش جشنواره به فیلم‌های مستند تعلق دارد که در آن 12 فیلم به نمایش درمی‌آیند.
جشنواره فیلم‌های کردی با همکاری شهرداری برلین برگزار می‌شود .


نمایش مستند «مارادونا» در جشنواره «سینما حقیقت»

مستند بلند مارادونا ساخته کارگردان مشهور بوسنیایی امیر کاستاریکا که نمایش آن در بخش رسمی جشنواره کن 2008، مورد توجه و استقبال منتقدان سینما و عموم تماشاگران قرار گرفت، در جشنواره بین‌المللی «سینما حقیقت» نیز روی پرده خواهد رفت. 
به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در بازارفیلم جشنواره کن با مسئولین شرکت پخش‌کننده فیلم مارادونا مقرر شد تا این مستند بلند در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران: سینما حقیقت نیز به نمایش درآید.
دومین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران: سینما حقیقت، طی روزهای 23 تا 27 مهرماه 1387 و با همکاری و مشارکت سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف، در تهران برگزار خواهد شد .

«سیدنی پولاک» درگذشت

سیدنی پولاک کارگردان آمریکایی برنده جایزه اسکار روز گذشته در سن 73 سالگی درگذشت.
 وی متولد ۱۹۳۴ بود و علاوه بر کارگردانی ۲۱ فیلم و مجموعه تلویزیونی در ۳۰ فیلم به عنوان بازیگر حضور داشت.
پولاک با فیلم از درون آفریقا در سال ۱۹۸۵ جایزه اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد. آخرین ساخته او مستند طراحی‌های فرانک گری است که در چندین برنامه نمایش در ایران روی پرده رفت.
مترجم، هاوانا، سه روز کندور، یاکوزا، نگهبان قصر، زن و شوهرها و... از جمله ساخته‌های پولاک به شمار می‌رود .


«خیام» شیروانی آماده نمایش شد

فیلم کوتاه خیام به کارگردانی محمد شیروانی با موضوع اندیشه‌های شاعر بزرگ ایرانی به تازگی آماده نمایش شده است.
شیروانی در این باره گفت: فیلم کوتاه تجربی و پنج دقیقه‌ای خیام بر اساس اندیشه‌های شاعر بزرگ ایرانی حکیم عمر خیام در ستایش طبیعت ساخته شده است.
گفتنی است خیام چهارشنبه ۸ خرداد در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم دانشجویی نهال در دانشگاه هنر به نمایش درمی‌آید.


 

چهارشنبه هشتم خرداد 1387 |

 

شماره 54

«کلاس» نخل طلایی را برد

لورن کانته پس از دریافت نخل طلافیلم فرانسوی کلاس ساخته لورن کانته جایزه معتبر نخل طلایی شصت و یکمین جشنواره کن را از آن خود کرد.
کانته دقایقی پیش این جایزه را در مراسم اختتامیه جشنواره از دست رابرت دنیرو دریافت کرد.
شان پن، رئیس هیات داوری جشنواره هنگام اعلام نام برنده، کلاس را فیلمی «بسیار بسیار شگفت‌انگیز» خواند و گفت تصمیم برای اهدای نخل طلایی به اتفاق آرا گرفته شد.
این فیلم درباره فرانسوا، یک معلم دبیرستان است که در رفتار با دانش‌آموزانش صداقت عجیبی دارد. با این حال شاگردانش شیوه رفتار و تدریس او را به چالش می‌گیرند.
کلاس بر اساس رمانی نوشته فرانسوا بگادو درباره تجربیاتش به عنوان یک معلم ساخته شده و از سال ۱۹۸۷ نخستین فیلم فرانسوی است که جایزه نخل طلایی را به دست می‌آورد.
جایزه بزرگ جشنواره نیز که دومین جایزه مهم جشنواره کن محسوب می‌شود، به فیلم ایتالیایی گومورا ساخته ماتئو گارونه رسید.


«نوری بیلگه جیلان» بهترین کارگردان کن 2008 لقب گرفت

نوری بیلگه جیلان پس از دریافت جایزهنوری بیلگه جیلان، فیلمساز مشهور ترک جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن 2008 را از آن خود کرد.
او دقایقی پیش جایزه خود را برای ساخت فیلم سه میمون از فی داناوی، بازیگر آمریکایی دریافت کرد.
در همین حال جایزه بهترین فیلمنامه به برادران داردن برای فیلم سکوت لورنا رسید. آنها جایزه خود را از فاتح آکین دریافت کردند.
هیات داوری مسابقه رسمی کن به ریاست شان پن، جایزه بهترین بازیگر مرد را به بنیسیو دل‌تورو، بازیگر پورتوریکویی مقیم آمریکا برای بازی در نقش ارنستو چه‌گوئه‌وارا در فیلم چه به کارگردانی استیون سودربرگ اهدا کرد.
جایزه بهترین بازیگر زن نیز به ساندرا کورولونی برای بازی در فیلم خط عبور رسید.
جایزه هیات داوری به فیلم ستاره ساخته پائولو سورنتیونو اهدا شد و فیلم گرسنگی ساخته استیو مک‌کویین، فیلمساز انگلیسی جایزه دوربین طلایی را دریافت کرد.
مراسم اختتامیه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن لحظات پایانی خود را طی می‌کند و برنده نخل طلایی تا لحظاتی دیگر مشخص خواهد شد.

نخل طلای فیلم کوتاه به رومانی رسید

ماریان کریسان در کنار هوشیائو شین پس از دریافت جایزهجایزه نخل طلایی بهترین فیلم کوتاه شصت و یکمین جشنواره فیلم کن به یک فیلم رومانیایی رسید.
در مراسم اختتامیه جشنواره که همچنان در جریان است، فیلم مگاترون ساخته ماریان کریسان از رومانی توانست نخل طلایی بهترین فیلم کوتاه را از آن خود کند.
این فیلم درباره پسربچه‌ای هشت ساله اس که همراه مادرش در دهکده‌ای نزدیک بخارست زندگی می‌کند و مادرش برای جشن تولدش او را به بخارست و رستوران مک‌دانلد می‌برد.
هیات داوری فیلم‌های کوتاه به ریاست هو شیائو شین، فیلمساز تایوانی تقدیر ویژه خود را نیز نصیب فیلم پیت به کارگردانی جولیوس اوری از استرالیا کرد.

«نشانی» به بخش مسابقه جشنواره زلین چک راه یافت

فیلم سینمایی نشانی ساخته فریدون حسن‌پور به بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان زلین چک راه یافت.
 این فیلم روایت زندگی کودکی ۱۴ساله به نام علی است که در پرورشگاهی در تهران زندگی می‌كند. او بر اثر حادثه‌ای متوجه می‌شود پدرش زنده است.
فریدون حسن‌پور به دعوت مسئولان برگزار کننده در جشنواره حضور می‌یابد و در جلسه نمایش و نشست پرسش و پاسخ فیلم شرکت می‌کند.
رضا عطاران، فاطمه صادقی، سعيد هنرور، دانيال رضوانی، ابوذر جلالی، سعيد ميرزايی، مرضیه بردبار، ریحانه رنجبر، نگار نادری و بهمن صادق‌حسینی بازیگران این فیلم هستند.
سایر عوامل این فیلم عبارتند از: فیلمبردار: نادر معصومی. صدابردار: جهانگیر میرشکاری. تدوین: مهدی حسینی‌وند. طراح صحنه و لباس: علی مربی. طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی.

جشنواره بین‌المللی زلین یکی از معتبرترین جشنواره‌های کودک و نوجوان است و امسال چهل و هشتمین دوره برپایی خود را تجربه می‌کند


 

دوشنبه ششم خرداد 1387 |